X
تبلیغات
دانش تن - مشکلات یوگا در ایران

دانش تن

مباحثی در علم یوگا

مشکلات يوگا در ايران

از سوامی آناندا جيوتی

يوگا در اوايل با مشکلات زيادی برخورد کرد تا اينکه رئيس تربيت بدنی وقت که بزعم من یکی از افرادی است که با تمام وجود با تمام فرهنگمان مخالف است. یوگا را زير چتر خودش گرفت و فردی را هم مسئول آن کرد که یوگا را که یک عرفان است یک سيستم علمی تحت عبارت ورزشهای همگانی زير چتر خودش بگيرد. چطور سازمان تربيت بدنی که ساليان سال از بدو حکومت پهلوی مشغول بکار بوده تازه اين سه، چهار سال اخير به ياد اين افتاده که گروهی می خواهند دکان باز کنند، شناخت يوگا را جزو وظايف خود قرار داده. اينها تاکنون آگاه نبوده اند. اين خيلی مسأله است. تيمساری را مسئول کردند که نظمی در يوگا ايجاد کند و يوگا را تحت عنوان ورزشهای همگانی اشاعه دهد.

جلسه ای در اینمورد تشکيل شد و از افراد صاحب نظر که فعاليت داشتند مثل مرحوم دکتر روحبخش، جماليان، نيکپور و ... سازمانی تشکيل دادند. در اين سازمان دو شاخه ایجاد کردند. یکی انجمن پژوهشی و ديگری تعليماتی. انجمن تعليماتی که هيچ سابقه نداشتند متشکل از همان دکان دارانی بودند که هیپنوتیزم، خواب مصنوعی و کارهای متفرقه می کردند. مدرکی برای خود بعنوان مربی درجة اول يوگا برای خودشان صادر کردند. از همان موقع صورتجلسات آنها مورد اعتراض بود. ولی انجمن پژوهش تصميم گرفت یک فعاليت مثبتی انجام دهد. متأسفانه وقتی که ديدند اين فعاليتها مانع بعضی درآمدهای نا مشروع و کلاه برداری از انجمن به سوی مردم است، انجمن را منحل کردند و اصلاً نگذاشتند که کاری انجام دهند. به این عبارت کلاسهایی دایر کردند از افرادی متفاوت با چه شرایطی من نمی دانم، با شرایطی که در سازمان تربیت بدنی است.

 خیلی مضحک است. برای فرد یوگی که کارش فقط نشستن،تمرکز و مراقبه است زخم بندی یادشان می دادند و خیلی تمرینات دیگر که مثلاً برای شنا، فوتبال، والیبال و غیره خوب است. هیچ زمينة موافقتی نداديم. بارها هم تذکر داده شد ولی به این عبارت که گروهی از اينجهت در سرتاسر کشور سود آوری دارند و دکان باز کرده اند، پول می گيرند و کار می کنند، فشارهایی آوردند که اين مرکز همانطور که می بینید در این گوشه و آن گوشه گسترش يافت.

من اعلام می کنم، من چگونه اعلام می کنم؟ من به عنوان یک صاحب نظر اعلام می کنم. یک صاحب نظر قدرتمند، یک صاحبنظر با نفوذ در کار یوگا، کسی که حدود سیصد هزار جلد کتاب بین مردم منتشر کرده، کتابهایی که اصالت دارند و از دانشگاه بیهارتی هستند نه افرادی که ناشناخته اند و خودم حدود بیست سال انزوا اختيار کردم و تمام وقت در یوگا صرف وقت کردم. بین سرخپوستها رفتم تا ریشة عرفان ايرانی را در آنجا بيابم که چگونه است. در تمام ایالتهای هند و در تمام مراکز یوگا رفتم و مشاهدة حضوری داشتم. در کشورهای اروپایی گردش کرده ام. عضو انجمن یوگای بین المللی اروپا هستم. اجازة کتبی از دانشگاه بیهارتی برای ترجمه و نشر این کتاب ها گرفته ام. چه ما بخواهيم و چه نخواهيم این کتابها اصیل هستند. اگر من نبودم  یکنفر دیگر این کار را می کرد. کتابهای گم نامی نیستند و یک آدم ناشناس که هیچ هویتی نداشته باشند. من تعجب می کنم از وزارت ارشاد که وقتی یک کتاب ترجمه شده برای دریافت مجوز به آنجا فرستاده می شود، چرا نمی رود ببیند آن کسی که در خارج این کتاب را نوشته و با فرهنگ ما، سنت ما و موقعیت محلی ما تناسبی ندارد، این کتاب به چه مناسبتی و چه نظریه ای اینجا اشاعه کرده اند و فرستاده اند به ارشاد. و آیا افرادی که کتاب را وارد کرده اند آیا اصولاً اجازه ای از نويسندة کتاب دارند. از صاحب اولیه شناختی دارند یا شناختی وجود ندارد. توسعه دادند در سطح کلان.

اگر یوگا ورزش همگانی است و همه می توانند آنرا انجام دهند پس کلاس آموزش آن چیست، کتاب تخصصی اش چیست. اگر تخصصی است دیگر همگانی نیست. همگانی یعنی اینکه همه می توانند در یوگا وارد شوند. این بدان معنی نیست که یوگا برای همه است. بسیاری از افراد هستند که نمی توانند وارد سیستم علمی یوگا شوند. قدرت درک و فهم شان را ندارند. در مراحل بالا نمی توانند قدم بردارند. یوگا این نیست که ما فقط دست را راست و بالا و پايین کنیم. آن مال ژیمناستيک است. اگر واقعاً به یوگا نگاه بکنیم خیلی تفاوت دارد با ژیمناستیک. از یک طرف بدنسازی درست می کنند و از طرف دیگر یوگا. یوگا اصلاً به بدن توجهی ندارد. در کنار بدنسازی یوگا هم هست که بیشتر مدیتیشن و تمرکز کنند و بعد هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم کنند، روح را از بدن بیرون کنند و هاله بینی کنند و درد را بگویند.

یکی از رشته هایی که در یوگا هست و قدمت زیادی نیز دارد یوگاتراپی است. یوگا بعنوان یوگا در قضاوت و درمان خودش از طب سنتی استفاده می کند، آیورو ودا، و در ایران از طب بوعلی. یک موظف به شناخت این باید باشد. یک یوگی باید موظف به یاما و نیاما باشد. تا یاما و نیاما را انجام ندهد، تا پرهیز نکند، پرهیز از شهوترانی، از دزدی، از دروغ گفتن، نداشته باشد، اگر تمایلات خودش را کنترل نکند، اگر به قناعت عادت نکرده باشد، اگر به نیک اندیشی دیگران نیاندیشد و خودش عمل نکند چطور می تواند وارد مراحل بالای یوگا شود. آیا این افرا د که کلاس دارند، صلاحیت دارند یعنی این راههای یوگا را پیموده اند و رفته اند. ...

در هر صورت چون در متن یوگا این هست که سلامتی ایجاد می کند و یوگا تراپی هم برای این مسأله سابقة چند هزار ساله دارد، عده ای وارد شده اند که چون ما دکتر هستيم یوگاتراپيم. یوگاتراپی چه کاری دارد با پزشکی. مگر دانشگاه شما را برای این کار تأیید کرده است. اینها باعث شده اند که در کلاسها یوگا تراپی کنند. چکار می کنند؟ بیماریها را شديدتر می کنند. مسائلی در این کلاسها اتفاق می افتد که اگر بخواهم باز گویی کنم شرم آور است.

این خواست ملت است ، خواست مردم است و دولت باید بر این کارها نظارت داشته باشد. نظام پزشکی چکار می کند. چرا بر این کارها نظارت نمی کند. چرا جوانهایی را که از کلاسهای آکنکار به بیمارستان میمنت رهسپار می شوند، بررسی نمی کنند. فقط از آن می گذرند؟ اگر نمی دانيد بيایید تا نمونه هایی به شما نشان دهم. در کجا گفته اند که شما تی ام را انجام دهيد؟ تی ام چه نتيجه ای برای شما دارد؟ تی ام را در اروپا بستند. شما در اینجا آنها را حمایت می کنيد تا ذخایر پول افراد را از جیبشان خالی کنند و ببرند. این کارها نادرست است.

 در هر صورت گروهی در دولت و ملت یا جای دیگر هستند که از اینها حمایت می کنند. اینست که شما می بینید هر روز در محله تان می بینید که یک تابلو می بینید که یوگا آموزش می دهند، از چه کسی مدرک گرفته ای؟ از تربیت بدنی. تربیت چه ربطی به یوگا دارد. یوگا جایگاه خود را دارد. اینرا من نباید فکری در موردش کنم. اين را باید جناب آقای رئیس جمهور که گفتگوی تمدن ها را عنوان می کنند، که در دنیای در بوق و کرنا کرده اند و بسیار فکر خوبی است و باید احیاء شود، ایشان باید توجه کنند.

یوگا فرهنگ ملی ماست. چرا علائم یوگا در تخت جمشید است. این جزو فرهنگ ما نیست؟ چرا از علائم نیلوفر در فرهنگ باستانی ما اینقدر صحبت شده. آیا صحبتها و داستانهایی را که فردوسی می گوید و معروف است غیر از داستانهایی است که شما در هند می بینید. چرا مشابهت هایشان را نمی بینید.

مساله و موضوع این علم انسان است. چه فرقی می کند که انسان هندی باشد یا اروپایی، آمریکایی یا ایرانی. حرکت نفس در انسان که تابع رنگ پوست نیست، تابع حکومت نیست. قلب کتاب و این حالتها نیست. قلب نظم خود را دارد. اگر بی نظمی شد بی نظمی را شما به آنها می دهيد. اجتماع به آن می دهد.

اگر کسی بخواهد وارد مراحل یوگا شود و یوگا را بخواهد شروع کند، باید اول پزشکی او را از لحاظ ساختار بدنی تأیید کند. من در مصاحبه که بارها در شبکة چهار نیز پخش شده بارها گفتم که یوگا نمی تواند از پزشکی جدا باشد و پزشکی نمی تواند از یوگا جدا باشد. مگر می توانیم به بدن نگاه کنیم بدون توجه به روان و روح انسان یا برعکس. اینها لازم و ملزوم همدیگر هستند.

بنابراین سیستمی که بر یوگا باید نظارت کند و ارشاد کند مؤسساتی و ادارات دولتی هستند که در کارهای فیزیکی، روحی بدن دخالت دارند. فیزیک بدن نه برای نرمشها. یوگا احتیاجی ندارد که انسان چگونه حرکت می کند. یا در آب شیرجه می رود. یا یکنفر در میدان زیر توپ می زند که توپ ده متر بالاتر گل یا پایین تر می رود. این مسائل مطرح نیست. انسانیت در یوگا مطرح است.

 شما ناظر هستید که آشفتگی چقدر زیاد است. آشفتگی در بین مردم از نظر اخلاقیات و رفتارها. این نه تنها برای خودشان مشکل درست کرده بلکه برای دولت هم مشکل درست کرده است. نمی دانند چگونه کار کنند. چگونه با هم هماهنگی داشته باشند. چه چیزی در بدنها به هم خورده است. چرا اینقدر میزان طلاق بالاست. این جهل مردم است. چرا اقتصاد بازار اینقدر در نوسان است. برای اینکه مردم حقایق زندگی خودشان را که از درون خودشان است فراموش کرده اند. در هوا و در یک سیستم هوایی زندگی می کنند. یوگا اینها را منع می کند. یوگا انسان را به خودش برمی گرداند. به رابطة خودش با خدا. به انسان توصیه می کند تو در هر جایی که حرکت می کنی و هر عملی که انجام می دهی کسی ناظر بر توست و آن خداست و تو همیشه بدان که او ناظر بر تو است. بنابر این تخطی نمی توانی بکنی. به قانون کارما توجه دارد. انسان را به اعمال خودش حواله می کند.

آیا این کلاسهایی که به عنوان ورزشهای همگانی شما توصیه کرده اید، کلاسهایی که به نام مدیتیشن، کلاسهایی که به نام پرواز روح از بدن، هیپنوتیزم، خود هیپنوتیزم این شئونات و حالتهای یوگا را در بر دارند.

من از اینجا با این نامه اعلام می کنم ممکن است این نوار را هم بشنوند. اميدوارم که روزی رؤسای بالا هم این نوار را بشنوند. فکر نکنید که یوگا یک چیزی است که الان در جریان مردم است و می تواند کم توجه باشد. یوگا یک اندیشة عرفانی است و خواه ناخواه در خانه های شما هم رسوخ می کند. و شما نیاز دارید به اینکه این حالاتها را بگیرید. امروز تحت تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته اید. بزرگترین چیزی که شما را تهديد می کند، اینترنت است ماهواره است. چگونه دارند فرهنگ شما را برهم می زنند. آنکه بتواند جلوی اینها بایستد قیام بر اعتقادات راستین به ملیت و فرهنگ خودمان است و این را فقط یوگا به شما می دهد اما نه یوگایی که در کلاسها است، نه یوگایی که ورزشهای همگانی است، نه اینکه به عنوان یوگا این گوشه و آن گوشه افراد را جمع کنید به نامهای مختلف.

به تبلیغات و اگهی ها نگاه کنید از یک طرف من می بینم که این آگهی که به نظام روحی و جسمی مردم لطمه وارد می کند و تحت شرایط علمی خودش نیست از نظرمان کاملاً منسوخ است و ما جلوگیری می کنيم. از یک طرف می بینم که یک آگهی دراز و طويل که نوشته شده یوگا و زیر آن نوشته یوگا تراپی می کنیم، قلب را ساکن می کنیم، چه می کنيم، چه می کنيم. بالاتر اینکه  آنها را جمع می کنند و تورهای یوگا درست می کنند. کاچاره، این شهر و آن شهر. الان که نمی توانند یک خورده آزادی در تفریح داشته باشند این مسائل هست. این افرادی که در گوشه و کنار و بصورت سری دارند تمرین می کنند چه کسی بر آنها نظارت می کند. چرا یوگا را وسیله قرار دادند برای اینگونه تمرینات. اینها ضرر و زیانش به کل ملت می خورد.

از من گذشته است من کاری ندارم. سود و زیانی برای من ندارد. من به شما هشدار می دهم. من به عنوان یک معلم هشدار می دهم. که آیندة تلخی در پیش دارید برای این برنامه ها . هرچه زودتر باید فکر کنید و برای یوگا راه چاره ای پیدا کنید. افراد مسئول باید که شناخت در یوگا داشته باشند یوگا را احاطه کنند.

افرادی که کتابها را بررسی می کنند باید واقعاً با یوگا آشنا باشند. کتاب سوتراهای پاتانجلی را کدام یک از افراد می توانند تفسیر کنند. فقط به صرف اینکه کلمات فارسی کنار هم نوشتن در دو حالت انجام شده یا نمی فهمند و چون نمی فهمند به روی خودشان نمی آورند، موافقت می کنند. یا می فهمند که اصلاً قدرت فهم ندارند آنها اگر بفهمند که در آنجا نمی توانند بنشينند. کسی که سوتراهای پاتانجلی را بتواند بفهمد و درک کند مطمئن باشيد که کنار دولت نمی آید و خودش آنقدر استقلال و حرکت دارد که برای چند ریال حقوق دولتی نمی­تواند خودش را اسیر کند. اگر هم بکند در گروه بیرون حرکت می کنند و آنهم به افتخار اینکه من یک کار علمی، یک کار فرهنگی انجام می دهم که ملت از او بخواهد. اینچنین است ماجرای یوگا و باید به خودتان بیایید.

من توصیه می کنم به تمام افرادی که با کتابهای یوگا مواجهه می شوند. دو مجله در مورد یوگا منتشر می شود. ببینید مطالب شان در مورد چیست. واقعاً یوگا عرفان ماست. فرض کنید مجله ای درست کنیم و اسلام و قران را برای منافع خودمان و آن وقت سودهای دیگری از آن بگیریم. در کنار قرآن که نمی شود چیزی گذاشت. چیزی باید قرار بگیرد که با خود نفس  قرآن برابر باشد. در کنار یوگا چیزی باید گذاشته شود که مثل خود یوگا باشد. خود هیپنوتیزم، هاله بینی، روشن بینی، انرژی درمانی اینها چه هستند که در کنار یوگا گذاشته می شوند.

من یک سئوال می کنم آیا دولت این کسانی را که انرژی درمانی می کنند واقعاً آنها را آزمايش کرده که ببیند که آیا اینها انرژی دارند. یا افراد تحریکات درون خودشان را بسته به اصول یوگا تغییرات ایجاد می کنند و به حساب خودشان می گذارند.

به ساتیاناندا گفتم انرژی درمانی می کنی. گفت بله. گفت این کار حمالهای هند است. من منکر این علم نیستم. این علم خیلی بالاست. کتابهای گذشته را بخوانيد. کتابهای جامی را بخوانید. تذکره الاولیا را بخوانید. حرکات مولانا را بخوانید. ببینید آنها انرژی درمانی می کردند. آنها واقعاً گرو بودند. آنها پیر بودند. آنها صاحب نفس بودند نه فردی که در بازار بخاطر اجارة خانه اش دست رو بیمار دراز می کند که تو شفا پیدا کردی و ....

اینها باید باشد ولی باید رسیدگی شود. یک توصیه باشد که افراد می توانند خود راه را پیدا کنند. لااقل عرفان ما را وسیلة پول درآوردن قرار ندهند. این ضربه است به کشور. این ضربه است به فرهنگ.

در حال حاضر، این روند ادامه پیدا می کند و شما هم می بینید. من تا این حد می دانم. درست است که من این کتابها را نوشتم. من در حد خودم می دانم. خدا می داند که من چه مشکلاتی را پشت سر گذاشته ام تا توانستم این فرهنگ را تا اینجا زنده نگه دارم. از من گذشته است. ولی به شما می گویم این راه را ادامه دهید. فرهنگ ملی را احیا کنید. نه یک کشیشی در آمريکا ادعا کرد که شمس تبریزی در من حلول کرده و من باید بروم به ایران و دختران و پسران جوان را شر حکومت فعلی و از شر دیوانه های فعلی نجات بدهم و بطور سری جلسات آکنکار درست کنم. آیا رهبر انقلاب از این ماجرا اطلاع دارند که ملیت ما در این جلسات خصوصی تحت عنوان یوگا چه سرنوشتی پیدا کرده است.

کتابهای یوگا را بررسی کنید. اگر کسی در کشوری متناسب با فرهنگ خودشان در مورد یوگا چیزی نوشت آیا صلاحیت دارد که در مرکز قرار بگیرد و شروع به اشاعه بین جوانها و خانواده ها کند.

ما کدام وسیلة شناخت معرفت های روحی را برای این جامعه و  برای جوانها باز کرده ایم که فریب نخورند. چیزی به آنها نداده ایم آگاهی به آنها نداده ایم. پس حق دارند تا پشت یک کتاب را خواندند جذب آن شوند. وجود این تشت افکار در بین جوانها آنها را سردرگم کرده و نمی دانند که چه کار دارند می کنند و رو به مواد مخدر آورده اند و فکر می کنند مواد مخدر دردهای شان را مرتفع می سازد.

در جلسه ای دعوت شده بودم. می خواستند فقط من را ببینند. گفتم چرا. خیلی زحمت کشیده بودند. آقای دکتری بودند که با اعتیاد و مواد مخدر مبارزه می کنند. شاید در حدود هفتاد، هشتاد نفر آنجا نشسته بودند. می گفتند ما بیشترین استفاده ای که از یوگا کرده ایم تمرینات کتاب نوشداروی شما را انجام داده ایم و از مواد مخدر زده شده ایم.

در اجتماع ببینید یک عده از یوگا سر خورده اند. ببینید کدام یوگا را انجام داده اند.  یوگا دارو است. باید باندازه و درست مصرف شود. و باید مشخص شود چه فردی چه نوع یوگایی باید انجام دهد. در یوگا هشت میلیون چهارصد هزار تا حرکت وجود دارد. این نیست که یکنفر تمام حرکتها را بتواند انجام دهد. برای هر فردی ده نوع، بیست نوع تمرین ممکن است وجود داشته باشد. این پیر است که تشخیص می دهد. ما با ساختار ظریف روانی روبرو هستيم نه با جسم زمخت و خشن. ما با تفکرات و نحوة برخورد با تفکرات و ارزش تفکرات مواجه هستیم. ما باید آموزش بدهیم. بشر را راهنمایی کنیم که خودش بتواند نوعی تفکرات غربی و شرقی استفاده کند که هماهنگ باشد با ملیت خودش با زندگی خودش نه اینکه یک کتاب بخواند و به پدرش بگوید که من رفته ام دانشگاه و تو به درد من نمی خوری چون فلان کتاب از یک فیلسوف خوانده یا فلان روانشناس غربی خوانده است. اینها دردهای اجتماعی ماست. شما حق دارید از اینها بنالید و بگویید. در عین حال هم شما مسئولید عضوی از اجتماع هستید.

 سئوال شما بسیار بجا بود و من بخاطر شما سئوال شما را جواب دادم. نمی دانم برای خودم مشکل درست کردم یا نه یا شما را راهنمایی کرده ام. ولی بعنوان یک معلم، معلمی که سی سال فعالیت فرهنگی کرده و بعد از بازنشستگی بیست سال کار خودش را ادامه داده یک توصیه می کنم شما فرزندان من هستید. وقتی که وارد یوگا می شويد معلم، کتاب، کلاس و موقعیت را شناسایی کنید. بی جهت خودتان را دست این و آن ندهید. در زندگی در ایده های اجتماعی به محض اینکه در ماهواره یک ایدهای مطرح کردند خود را به ماهواره نسپارید. تفکر کنید. طریقة فکر کردن را یاد بگیرید. کتاب اسرار تمرکز را بخوانید که چگونه فکر کنید. کتاب سخن دل را بخوانید که چگونه سرنوشت تغییر می کند. اینها صحبتها و حرفهای خاص من نیست که بخواهم به آن افتخار کنم. اینها تجارب پیرهای ما هستند که ما هنوز به مقابر آنها احترام می گذاریم و از آنها شفا می خواهیم. عرفان ما این است. این مقبر موج دارند موج مثبت دارند. شما از آنها استفاده می کنید. موج فعلی در هوای زندگی امروزه منفی است. چون اعمالشان منفی است. ناسازگار با هم است. هر فردی را که نگاه کنید سیستم بدنی اش ناهماهنگی دارد. یوگا اگر این ناهماهنگی را در هر فرد از بین ببرد، امواج منفی را از بین برده است و امواج مثبت ایجاد می شود و مردم در یک رفاه نسبی می رسند.

من تجربه کرده ام در گذشته پیر مردها در قبل از سال 1312 هر آنچه می گفتند عمل می کردند. معتقد به گفته ها و عقاید دینی خودشان بودند وبسیاری از مسائل دینی که اکنون مطرح شده، در آن دوره چرت و پرت محسوب می شده و قبول نداشتند. و هیچکدام از کتابها و زندگی امروزی درست نیست. اینها قابل بررسی است. مردم درست است که سواد نداشتند ولی دارای درک بودند. سواد که درک ایجاد نمی کند. سواد یک تکه کاغذ است. اگر شما یک صفحه، نوار کاست را پر کردید و به آن گوش کردید این سواد در شما ایجاد نمی کند. شما را خواننده و موسیقی دان نمی کند. فقط گوش شما شنیده است. شما حافظه را پر می کنید اما درک چیز دیگری است. درک ذاتی و از تجلیات الهی است و هرکسی از آن سهمی دارد. ما نمی توانیم سواد دار را صاحب درک بدانیم. چه بسیار سواد دارانی که مدرک دانشگاهی دارند ولی کوچکترین درک اجتماعی ندارند.

شما مگر مشاهده نکرديد. در دانشگاه مگر خوابگاهش باید زیر آتش برود. در دانشگاه مگر باید باهم زد و خورد کنند. جایی که صحبت از عقل است.  صحبت از بحث و استدال است. جایی که باید دست بدست هم بدهند و مشکلات را حل کنند باید چاقو بکشند؟ یوگا با آن مخالف است. یوگا این افراد را تربیت می کند که اینگونه زندگی نکنند. خشونت نداشته باشید. در هر مطالعه ای نور الهی را ببینید. مطالعات تان در جهت حرکت الهی باشد. شما از دزدی پرهیز می کنید. از تمایلات جنسی نامطلوب بپرهیزید. در زندگی خانواده استحکام را درست کنید. آیا اینها در کلاسهای یوگا مطرح است؟ آیا افراد را به این سو هدایت می کنند؟ امیدوارم موفق باشید. با یوگا زندگی کنید یوگا هنر زندگی کردن است. یوگا ورزش نیست. از کسی که گفت یوگا ورزش است پرهیز کنید. یوگا مدیتیشن نیست. مدیتیشن باید در بدن اتفاق بیافتد. تا زمانیکه مراحل کلی یوگا را انجام ندهید این اتفاق نمی افتد. فریب هرگونه کلاسهای مدیتیشن را چه جهانی باشد چه تائیدیه خارجی داشته باشد را نخورید. شما بدن را آماده کنيد که این حالت در آن اتفاق بیافتد. با یوگا در زندگی با مردم رفتار کنید. خشونت نداشته باشید. نخواهید که بگویید دروغگو دشمن خداست بدن را طوری تربیت کنید که اصولاً دروغ نگوید. با نفس زندگی نکنید. نگویید دزدی بد است. ولی در هر جایی که هستید سعی کنید یک چیزی را بدزدید. دزدی حتی در زندگی شخصی هم وجود دارد. آدم از وقتش می دزدد. وقتی که باید صرف امور خیر و اصلاح خودش باشد انجام می دهد. از زندگی با پدر، مادر، خواهر، برادر و... می دزدد. از صحبت کردن آنها، از احترامی که باید به آنها بگذارد، می دزدد. از گوش دادن به تجربة آنها می دزدد. دزدی فقط این نیست که از دیواری بالا برویم یا لامپ چراغ ماشینی را باز کنیم. نه مسئله خیلی وسیعتر است. کلاسهای یوگا باید بصورت وسیع باید روابط مردمی را در نظر بگیرد تا فرد را اصلاح کند. فردی که اصلاح شد تدریجاً به جلو می رود و زندگی اش عاقلانه می شود. زندگی اش الهی می شود. زندگی اش پر برکت می شود. پر نور می شود. شما نور را از کجا بدست می آورید. نور را باید از تاریکی بگیرید تاریکی پر از نور است. شما زمانی می توانید شیئی را ببینید که نور وجود داشته باشد. اگر نور وجود نداشته باشد تمام دنیا را در تاریکی می بینید. دیدن درخت و ساختمان برایتان تفاوتی نمی کند. شما چیزی را نمی بینید. ولی در همین تاریکی نور وجود دارد. نور را بگیرید. در جهل دانش وجود دارد. افرادی که متهم می کنید به نادانی، بزرگ هستند دانشمند هستند. دانش آنها رشد نکرده است. ما فرهنگ داشتیم. در فرهنگ بجای اینکه ما استعدادها را روشن کنیم سعی کردیم به آنها یاد بدهیم که از حکومت اطاعت کنند. چه فرقی می کند کمونیست، لیبرالیسم، نازیئسم باشد. نحوة تربیت اینگونه بوده که آنچه را که دولت دیکته کرده اجرا کنند. نه این تربیت کردن نیست این بردگی ایجاد کردن است. افراد اگر در یوگا پرورش پیدا کردند هیچوقت جنگی باهم ندارند. خطایی ندارند. دزدی ندارند. ناراحتی ندارند. در یوگا مطرح است که لحظه ای از زندگی را نباید بیهوده بگذرانی. دائم باید در کار باشی. سستی و تنبلی بطور کلی در یوگا ممنوع شده. کارما یوگا نمونة اینست. در آشرمهای هند ملاحظه کنید. از صبح ساعت 5 بیدار می شود تا ساعت 7 شب  لحظه ای برای حرف زدن با دوستش ندارد. دارد کار می کند و برای کارش احترام قائل است. ولی ما اینچنین نیستم. در ادارات خودمان هشت ساعت کار می کنیم قابل قیاس با یک ساعت کار نیست. وقتهایمان را بیهوده می گذرانیم. یوگا اینها را از شما می گیرد. شما را آماده می کند برای زندگی کردن. به شما یاد می دهد که کار کنید ولی به نتیجة کار توجهی نداشته باشید تا رشد کنید. علت اینکه شما به کار توجه نمی کنید یا کار را خراب می کنید اینست که به نتیجه نگاه می کنید نه به کار. کار برای بزرگی خود انسان است. برای نفس انسان است. هر انکس که دندان دهد نان دهد. ما در قبال کاری که انجام داده ایم آنکه هستی را اداره می کند، مسئول ادارة ما هم است و برای ما هم می رساند. بیایيد کمی اعتقادات الهی داشته باشیم. خدایی فکر کنیم. صرفاً چشم به دست به این و آن نباشد.0000  حساب کنید که شما مسئول سازندگی هستید و کسی که مقسم است و شما را اداره می کند، خداست. اینجاست که راه توحیدی را پیدا می کنید. و آنوقت می فهمید که چرا یوگا یک سیستم علمی/ نظری است که انسان را بسوی خدا هدایت می کند.   

          

     

 

  

 

 

  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:25  توسط پرتوجو  |