X
تبلیغات
دانش تن - مشکلات یوگا در ایران

دانش تن

مباحثی در علم یوگا

رابطه یوگا و شرع چیست؟

هزاران پرتوجو این سؤال را مطرح کرده، از مترجم/ مؤلف کتابهای يوگا (آئین خودشناسی) سؤال شد پاسخ چنین است:

پيام برای طالبین

یوگا هنر زیستن است. یوگا علم زندگی کردن در تعامل با طبیعت برای زنده ماندن است. وضعیت­های یوگا انسان را قادر می­سازند تا به سلامت مطلوب جسم و روان برسد. تنش­های فیزیکی، روانی، عاطفی و استرس­های ناشی از زندگی مادی که از تولد تا مرگ انسان را همراهی می­کنند و علت اصلی بیماریها هستند را از میان بر­می­دارد. در علوم پزشکی، به اثبات رسیده که بالغ بر نود درصد بیماریها روان­تنی می­باشند و برای درمان آنها از علوم پزشکی، روانشناسی، گیاه­درمانی، رژیم غذایی، تعالیم دینی استفاده گردیده اما توفیق مطلوب در درمان بیماری­ها ناشی از تنش و استرس و کاهش آنها جزء لاینفک بدن به شمار می­آیند، بدست نیامده.

علیرغم این تلاشهای علمی، سیستم علمی/ عملی خودشناسی (يوگا) با ارائه شیوه­های درمانی ويژة خود که عامل مؤثر درمان است در کاهش تنش و اضطراب موفق بوده­است. این توفیق توجه عامه مردم را بخود جلب کرده، چگونگی توجه و انتشار يوگا را توان در برنامه­های رادیویی، تلویزیون، ماهواره، آگهی­های تبلیغاتی، جراید ملی و دولتی، کلاس­های متعدد و جورواجور آموزش یوگا را در کوچه محلات، قصبه­ها و شهرها که در حال توسعه است، مشاهده کرد. این اقبال عامه حتی تربیت بدنی را آزمند کرده تا با عنایت یوگا بنام ورزش آن هم ورزش­های همگانی مسئله­ای که بین این و آن فاصله میان ماه من و ماه گردون است، تحت نظارت خود درآورد و کسب اعتبار بیشتر می­نماید. درباره پیدایش این سیستم علمی/ عملی و تعیین تاریخ و بنیانگذار آن سخن گزافه گویی است. سخن هرچه باشد توان علمی آن ناچیز است. آنچه از تاریخ و آثار مکشوفه باستان­شناسی بر­می­آید و علمی محسوب می­شود. در هزاره قبل از میلاد ریشی پتانجلی به جمع­آوری و نظم این علم پرداخت و یوگا را جزء فلسفه هندو (سانکیها) قرار داد و کل آن را در هشت مرحله و در 196 سوترا معین کرد. از این تاریخ پتانجلی مؤسس یوگا و سوتراهای او اساس تعالیم یوگا معروف گردید که تا حال نه کلمه­ای بر آن افزوده و نه کاهش یافته بلکه به قدرت اولیه باقی مانده است.

فراموش نکنیم که پتانجلی با فرهنگ و تمدن آریایی آشنا بوده است و در تنظیم سوتراها از این فرهنگ غنی بهره­مند شده­است. به این علت اغلب یوگا را میراث فرهنگ آریایی می­دانند اما تا زمان قیام علمی استاد خردمند ابوریحان بیرونی این فرهنگ در پرده ابهام پوشیده ماند تا وی به ترجمه سوتراها از زبان سانسکریت به عربی پرداخت. این اثر خورشیدگونه، تمام محافل علمی را بسرعت فرا گرفت و ذهن دانشمندان خردجو، شعرای سخن­پرداز را بخود معطوف داشت. مباحث خداشناسی و جهانبینی خردپیشگان با مفاهیم یوگا مطرح گردید و شعرای بلندپایه این مفاهیم را در قالب نظم و نثر ترتیب دادند و جنبه­های عملی یوگا را از دید عامه مستور نگاه داشت.

از اولین ترجمه سوتراها به زبان عربی تا دومین ترجمه آن بزبان فارسی سلیس که با گفتار و اشعار سخنوران پارسی زبان و علمای دین نمکی گشته فاصله زیاد است. در این فاصله زمانی جو حاکم بر آحاد ملت مذهب است. در راس حاکمان و حکمرانان، سلطان که ظل الله (سایه خدا) قرار می گردد و روحانیان که تحت فتاوی مفتی اعظم و آیت الله عظما (نشانه بزرگ خدا) قرار دارند هادی دنیا و عقبای مردم می شوند. بدیهی است در این دایره قسمت، سلطان حاکم هم مملوک دین است. آنچه در این عصر اتفاق می­افتد ناهموار کردن مسیر علوم عقلی و حمایت بی­دریغ از اصول نقلی و پندار است در نتیجه خودشناسی علمی و عملی در زیر اوراق تاریخ مدفون می­گردد. گرایش به روش­های علمی و سلامت­زای یوگا مغایر با دین تلقی می­شود. کتاب نوشدارو زنگ بیدار باش را بصدا درآورد و راه خودشناسی عملی را آشکار ساخت و مقدمه­ای شد برای انتشار فرهنگنامه یوگا ... با وجود آنکه مباحث علمی است و براساس تحقیقات علمی بین­المللی تدوین گردیده نتوانست پاسخگوی گروه قشری مذهبی گردد. آنها ستیزه­جویی را تا حد مخالفت از چاپ مجدد فرهنگنامه پیش بردند. من که خود روحانی زاده هستم و 28 سال در این امر تحقیق کرده هر دو را مشابه یافتم با اینوصف برای پاسخ به طالبین برحسب اعتقاداتم که کار باید به کاردان سپرده شود و اطاعت از قوانین دولتی و شرعی اجباری است مسئله شرعی بودن یا نبودن یوگا را با مقام معظم رهبری بشرحی که ذیلاً ملاحظه می­کنید در میان گذاشتم به محض دریافت پاسخ نتیجه را آگهی خواهم کرد. لطف کنید و دیگر از حقیر در اینمورد سؤال نفرمایید.

مزید بر تشکر

آناندا جیوتی

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 10:35  توسط پرتوجو  | 

تاریخ: 27/ 6/ 1387

بنام خداوند هستی آفرین

تقدیم به پیشگاه حضرت آیت الله خامنه­ای

بالاترین مقام روحانیت، زعیم و راشد مؤمنان عالم تشیع

موضوع: استفتاء

حقیر با بیان رنگ­پذیری در مسیر گذر عمر استدعای ارشاد و راهنمایی دارد. باشد که آن حضرت، خضر راهم گردد.

کودکی را در حریم کبریایی، پهلو به پهلوی محراب والد که به سپاس از حق به ادای وظایف دینی می­پرداخت گذراندم. آقا سید علی امام مسجد در هر حالی همدم و انیس جانم بود تا رشدم دهد. ادب آموزد. جرقه­ای که از این رهرو حق که در حال حاضر مرقدش باب الحوائج است به جانم افتاد و دم به دم در طول عمر هشتاد و اندی سال نیرو گرفت، درخت درک حق را در کالبدم بارور کرده­است؛ خداش رحمت کناد جد پدری را.

روزها و ماه­ها گذشت. سال­ها یکی پس از دیگری سپری شد. طبیعت پیراهن بلوغ که بوی یوسف از آن استشمام می­شد بر تنم کرد و روانه صف بالغینم نمود. با این دگرگونی جسم تغییر یافت. اندیشه رنگ و بوی معنویت­اش را نمودار ساخت، وسوسه تحصیل در این مدارس دینی راحتم نمی­گذاشت. متأسفانه تیر تمایل یادگیری علوم دینی به سنگ خورد زیرا حکومت وقت مانع تحصیل روحانی­زادگان بود لذا روی اجبار در دبیرستان سعدی مشغول شدم.

در نومیدی بسی امید است. ناامیدی به امید پیوست. مشیت الهی سکونتم را منزل واعظ شهیر، حجت­الاسلام حاج سید محمدعلی مبارکه­ای که نمونه کاملی از مدرسه دینی بود حوالت داد. آن مرحودم بعد از خطبة جنجال برانگیز مسجد گوهر شاد مورد خشم قرار می­گیرد، برای بیرون آمدن از دایرة خشم دولت وقت و گردن ندادن به جلاد راهی بلاد اسلامی می­شود و سالیانی را در هند، افغانستان و کشورهای عربی سپری می­کند و در همکاری با حبل­المتین به تبلیغ شعائر دینی و اشاعه اصول تشیع می­پردازد، در مراجعت، تبلیغ دینی را از مشهد آغاز می­کند و در اصفهان به زندان گرفتار می­آید.

بعد از رهایی از زندان خانه خود را که به کردی امام جمعه معروف است مرکز مبارزة دینی علیه کمونیست­ها و طرفداران کسروی قرار می­دهد که نتیجة مبارزاتش مسموم شدن در مجلس وعظ به دست مخالفین بود (سال 1325).

دوران جوانی من در چنین محافلی آغاز شد در حالیکه در بیرون خانه باید فشار متجاوزین اشغال­گر ایران را که در تمام سطوح زندگی مردم اصفهان نفوذ کرده بودند تحمل کنم با این توصیف چگونه ممکن است ظهور تمایل درک حقیقت را کنار زد؟

رشته­ای برگردنم افکنده دوست می­کشد هرجا که خاطر خواه اوست

با تمام مصائب روز دست از طلب نداشته و در ایام فراغت در مدرسه صدر اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداختم، زمان فراگیری جامع­المقدمات از محضر علمای روز چون مرحوم آیت ا... شیرازی، درچه­ای، اردکانی و ارباب، فلسفه را از آقا صدر انارکی و مباحث مختلف دینی را از خطبائی چون مرحوم حسام الواعظین، حصه­ای، درب امامی، ظهیرالاسلام و مبارکه­ای فیض بردم و تار و پود وجودم را به نقش دریافتی از آنها بافتم. علاوه براین کتابخانة عمو کمکی بود گرانبها. هر فرصتی که حاصل می­شد به همراه دو دوست دانش­آموز خود (شهید آیت ا... دکتر بهشتی و استاد پرورنده) که خود جوش بودند و به عمو ارادت می­ورزیدند در کتابخانه به مطالعه دست­نویس­های ایشان که بیان مسافرت­های خارج، به ویژه ایالات مسلمان نشین هند بود می­پرداختم. ما سه نفر تربیت شدگان آن مرحوم هستیم که کوشیدیم آن باشیم که حق می­خواهد نه همسایه.

برو کار می­کن مگو چیست کار که سرمایه جاودانیست کار

من به ارزش کار واقف شدم و دریافتم که کار کردن در مسیر علم می­تواند انسان را در گورستان تاریخ دفن کند. با این ایده دو دهه تلاش مدام توفیق یافتم فرهنگنامة سی جلدی یوگا را ترجمه و تألیف کنم، کاری که به تقدیر بایستی انجام می­دادم و به شکل ریسمانی بافته شده از تعلیم و تربیت بر پایم پیچیده آمد. تقدیر به سال 1325 در سن هجده سالگی به آموزگاری دبستان مشغول کرد. در ایم گذرگاه عمر طعم تعاون در دبستان، دبیرستان، دانشگاه و مشاغل مختلف اداری از مدیریت دبستان تا ریاست بخش فرهنگی، کارشناس علوم تربیتی و راهنمای تعلیماتی را چشیدم. خام بدم، پخته شدم لذا به نمایندگی وزارت فرهنگ و وزارت علوم سه بار در کنفرانس فرهنگی رامسر شرکت داده شدم. در کنفرانس که وظیفة پیگیری و نظارت بر انجام مصوبات بر عهده­ام نهاده شده بود روش کاری اینجانب که محصول تربیت دینی و اخلاقی بود به مذاق بعضی­ها شیرین نمی­آمد. لذا سنگ اندازی­ها را شروع کردند. عدم توانایی برای مقابله و کسالت­ها و بیماری­های ناشی از کار زیاد سبب شد که بعد از سی و اندی سال خدمت فرهنگی را با سمت مشاور تحقیقات روانی وزارت علوم ترک گویم و به افتخار بازنشستگی نائل آیم.

باری پس از بازنشستگی، خانه نشستن با تنی رنجور و بیهوده عمر سپری کردن تحمل عذاب علیم است. در دفع رنج و عذاب تن روی به پزشکی آوردم. پزشکان نیز با استفاده از داروهای گیاهی و شیمیایی و جراحی در دستیابی به سلامت ره به جایی نبردند. سر بر دامن نهادم، به خلسه فرو رفتم و به دقت آموخته­هایم را بازبینی نمودم، به ندای حق دریافتم که شفا پدیده­ای است جدا بافته و مستقل از بدن و هنگامی رخ می­دهد که هادی آن ایمان باشد، ایمان به خود و درک اسرار تن که خود عالم صغیر است. با چنین دریافت الهام گونه به خود آمدم، به خود نگریستم، به دعا پیوستم، سلامت جزئی یافتم. راه دیار هند در پیش گرفتم تا نوشته­های عمو را لمس کنم، شاید این توان نصیبم آید که واقف شوم چرا ابوریحان بیرونی با آن مقام علمی و میر ابولقاسم فندرسکی با آن درایت به طور مدام در زمان حیات به مبادلة معارف اسلامی و هندو پرداخته و دانشمند والا مقام داراشکوه مبادرت به تدوین کتاب سرّ اکبر و مجمع البحرین می­نماید و هندو را به معارف اسلامی مقایسه یوگا و اسلام آشنا می­سازد. با بهبود تدریجی، تکرار مسافرت­ها موجب گردید ایالات هند را بازدید کنم، با مشاهیر و مدعیان روحی سخن گویم و سخن بشنوم و به روش­های علمی/ عملی آنها که در ساختار ابدان فیزیکی و روانی/ روحی تعادل ایجاد می­کند آشنا شوم و نامتعادلی را به سوی تعادل رهنمون سازم. در شگفت شدم وقتی ملاحظه کردم آنچه خوبان همه دارند اسلام عزیز به تنهایی دارد. بابا گفت در حوض اسلام شنا کنید و به جای ماهی، سعادت و سلامت صید کنید.

سوامی ساتیاناندا مؤسس بنیاد بین­المللی تحقیقات روحی/ روانی که شهرت جهانی دارد اظهار داشت زمانی خود را یافتم که در حلقة رهروان حلاج طلبیده شدم. دالای­لاما، پیشوای مذهبی تبت احترامی ویژه من مسلمان ایرانی قائل بود. ساحر سرخ­پوست می­گفت آنچه داریم از تعالیم زرتشت است اما به نفوذ این تعالیم به این سرزمین واقف نیستیم.

حضرتا،

تنها ولی امر به رنج سفر به منظور کاوش علمی واقف­اند و حال مرا در می­یابند. در مراجعت از سیر آفاق و انفس حیفم آمد که دریافت­های علمی/ عملی را که زبدة مردان روحی تاریخ و علمای دین پناه نظیر بیرونی، ملای رومی، میرفندرسکی، داراشکوه و غیره به یادگار مانده برای طالبین علم که بر این اعتقادند " علم را به دست آورید حتی اگر در چین باشد" بازگو نکنم. اگر از این تکلیف سر باز زنم ناسپاسی کرده­ام لذا اولین اثر به نام نوشدارو آمادة چاپ و توزیع گردید اما با بی محبتی مسئولین ارشاد مواجه شد. دست به دامان علمای اصفهان شدم. ماجرا عرضه کردم. آنان ضمن ستایش این اقدام فرهنگی و با تذکراتی که در این باره داده شد به صوابدید رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره)، اجازة چاپ و انتشار صادر گردید. این استعانت و تشویق شوری در دل افکند که از خوشحالی در پوست نمی­گنجیدم. شوق ناشی از کار مطلوب نیرویی ایجاد می­کند که اگر بر مرده دمیده شود جان دوباره یابد. چنین بود که طی بیست سال و اندی لحظه­ای نیاسودم. فرصت از دست نرفت تا شمار کتاب­ها از یک جلد به بیست و شش جلد با بیست و شش عنوان متفاوت رسید و در مجموع فرهنگنامة یوگا تدوین گردید و پر گشود به اقصی تقاط کشور و مجامع فرهنگی خارج از کشور پرواز کرد و فرهنگمامه پارسی را غنی­تر از گذشته ساخت.

کتاب­ها علاوه بر کاست و لوح فشرده و مصاحبه­ها در قالب فیلم بر نیم میلیون شماره با تأیید وزیر محترم ارشاد و مسئولین موظف آن وزارتخانه که همواره مورد تأیید آن عالیجناب بوده­اند چاپ و انتشار یافته است، در نتیجه بالغ بر چند میلیون هواخواه و خواننده به خود جلب کرده است. اضافه می­کنم که این همه آواز از شه بود، کثرت طالبین کتاب به علت اعتقاد متقن مذهبی است که خودشناسی را برای خداشناسی تکلیف می­کند و قلب را خانه خدا می­داند اما در حال حاضر ادارة کل کتاب تجدید چاپ کتاب­ها را مانع گشته و افراد طالب را در صف تصویربرداری سرگردان کرده­است.

این فرهنگنامه علاوه بر کاست و لوح فشرده بالغ بر نیم میلیون جلد که حاوی مطالبی است در بکارگیری روش­های خاص روحی/ روانی جهت تصفیه و پاکسازی بدن فیزیکی، روانی، دستگاه تنفسی، گوارشی، بیماری دیابت، بیماری قلبی، ایجاد تعادل در دستگاه اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک، همچنین آگاهی از نیروی کندالینی و بیداری آن و رسیدن به اشراق از طریق چشم سوم را از دیدگاه علمی مورد بحث قرار داده است. نکتة در خور اهمیت، توجه و دقت کارشناسان است که با مته به خشخاش گذاشتن، مطالب کتاب را کلمه به کلمه از مدنظر گذرانده و مفید و منطبق با شرع و قانون بودنش را گواهی و مهر تأیید بر آنها زده که توانسته تا این حد در بازار فرهنگ نفوذ داشته باشد. تصور نمی­رود که وزرا و مسئولین قبلی وزارت ارشاد در انجام وظیفه و تعهد اخلاقی خود سستی روا داشته باشند و اگر به زعم بعضی از مسئولین چنین اتفاقی افتاده باشد عاقلانه است که آنان مورد بازخواست قرار گیرند نه اینکه گروه فرهنگ دوست را از مطالعه بازدارند.

رهبرا،

این بود چکیده­ای از سرگذشت این تربیت شده در خاندانی روحانی و راه پیموده در طریق کشف حقایق روحی و معنوی که سیستم فکری و عملی یوگا را از آثار به جای مانده از پیامبران و اولیاء الله و مطابق با تعالیم و عقاید عرفانی اسلام دانسته و عمر خویش را صرف ترجمه و انتقال آن به خاستگاه اصلی خود، ایران، نموده است و باز تصریح می­کند که هدف یوگا ایجاد سلامتی جسم و پیشگیری از بیماری­ها، تعادل روانی و روحی، تقویت و پالایش و کنترل ذهن، ایجاد قدرت تمرکز و تقویت قوة خیال در مراحل تمرکز که به فرمایش حضرت امام (ره) در کتاب اربعین و علامه طباطبایی در رساله الولایه ایشان مقدمه رسیدن به معرفت نفس و خودشناسی است که انفع­المعارف بوده و مقدمة عبادت حقیقی می­باشد.

خوشبختانه اکنون شناخت عمومی جامعه و مسئولین محترم کشور نسبت به سیستم یوگا و منافع بیشمار آن سبب گشته که با مدیریت سازمان تربیت بدنی یوگا به عنوان یک نیاز همگانی در جای­جای کشور و شهر تهران اشاعه و آموزش داده شود و مجله­های گوناگون برای آموزش و تبلیغ یوگا اجازة نشر داشته و روز به روز به تیراژشان افزوده می­شود.

اکنون سؤال آن است که چرا مجوز تجدید چاپ کتاب­های فرهنگنامة سی جلدی یوگای اینجانب که برای اولین بار یوگای علمی را به ایران آورده و بدین سبب در مجامع علمی جهان، پدر یوگای ایران نام گرفته­ام، داده نمی­شود، حال آنکه اجازة چاپ داشته و طی سال­های 85- 66 هر یک از آنها 3 الی 5 بار با مجوز رسمی وزارت ارشاد چاپ و منتشر گردیده است.

استفتاء از مقام عضمای ولایت و مرجع عالیقدر جهان تشیع:

1-آیا مطالعه و استفاده از کتابهای فرهنگنامة یوگا با مضامینی که مختصراً ذکر آن رفت شرعاً اشکال دارد؟

با احترام و سپاس

سید جلال موسوی نسب مبارکه­ای

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 10:33  توسط پرتوجو  | 

مشکلات يوگا در ايران

از سوامی آناندا جيوتی

يوگا در اوايل با مشکلات زيادی برخورد کرد تا اينکه رئيس تربيت بدنی وقت که بزعم من یکی از افرادی است که با تمام وجود با تمام فرهنگمان مخالف است. یوگا را زير چتر خودش گرفت و فردی را هم مسئول آن کرد که یوگا را که یک عرفان است یک سيستم علمی تحت عبارت ورزشهای همگانی زير چتر خودش بگيرد. چطور سازمان تربيت بدنی که ساليان سال از بدو حکومت پهلوی مشغول بکار بوده تازه اين سه، چهار سال اخير به ياد اين افتاده که گروهی می خواهند دکان باز کنند، شناخت يوگا را جزو وظايف خود قرار داده. اينها تاکنون آگاه نبوده اند. اين خيلی مسأله است. تيمساری را مسئول کردند که نظمی در يوگا ايجاد کند و يوگا را تحت عنوان ورزشهای همگانی اشاعه دهد.

جلسه ای در اینمورد تشکيل شد و از افراد صاحب نظر که فعاليت داشتند مثل مرحوم دکتر روحبخش، جماليان، نيکپور و ... سازمانی تشکيل دادند. در اين سازمان دو شاخه ایجاد کردند. یکی انجمن پژوهشی و ديگری تعليماتی. انجمن تعليماتی که هيچ سابقه نداشتند متشکل از همان دکان دارانی بودند که هیپنوتیزم، خواب مصنوعی و کارهای متفرقه می کردند. مدرکی برای خود بعنوان مربی درجة اول يوگا برای خودشان صادر کردند. از همان موقع صورتجلسات آنها مورد اعتراض بود. ولی انجمن پژوهش تصميم گرفت یک فعاليت مثبتی انجام دهد. متأسفانه وقتی که ديدند اين فعاليتها مانع بعضی درآمدهای نا مشروع و کلاه برداری از انجمن به سوی مردم است، انجمن را منحل کردند و اصلاً نگذاشتند که کاری انجام دهند. به این عبارت کلاسهایی دایر کردند از افرادی متفاوت با چه شرایطی من نمی دانم، با شرایطی که در سازمان تربیت بدنی است.

 خیلی مضحک است. برای فرد یوگی که کارش فقط نشستن،تمرکز و مراقبه است زخم بندی یادشان می دادند و خیلی تمرینات دیگر که مثلاً برای شنا، فوتبال، والیبال و غیره خوب است. هیچ زمينة موافقتی نداديم. بارها هم تذکر داده شد ولی به این عبارت که گروهی از اينجهت در سرتاسر کشور سود آوری دارند و دکان باز کرده اند، پول می گيرند و کار می کنند، فشارهایی آوردند که اين مرکز همانطور که می بینید در این گوشه و آن گوشه گسترش يافت.

من اعلام می کنم، من چگونه اعلام می کنم؟ من به عنوان یک صاحب نظر اعلام می کنم. یک صاحب نظر قدرتمند، یک صاحبنظر با نفوذ در کار یوگا، کسی که حدود سیصد هزار جلد کتاب بین مردم منتشر کرده، کتابهایی که اصالت دارند و از دانشگاه بیهارتی هستند نه افرادی که ناشناخته اند و خودم حدود بیست سال انزوا اختيار کردم و تمام وقت در یوگا صرف وقت کردم. بین سرخپوستها رفتم تا ریشة عرفان ايرانی را در آنجا بيابم که چگونه است. در تمام ایالتهای هند و در تمام مراکز یوگا رفتم و مشاهدة حضوری داشتم. در کشورهای اروپایی گردش کرده ام. عضو انجمن یوگای بین المللی اروپا هستم. اجازة کتبی از دانشگاه بیهارتی برای ترجمه و نشر این کتاب ها گرفته ام. چه ما بخواهيم و چه نخواهيم این کتابها اصیل هستند. اگر من نبودم  یکنفر دیگر این کار را می کرد. کتابهای گم نامی نیستند و یک آدم ناشناس که هیچ هویتی نداشته باشند. من تعجب می کنم از وزارت ارشاد که وقتی یک کتاب ترجمه شده برای دریافت مجوز به آنجا فرستاده می شود، چرا نمی رود ببیند آن کسی که در خارج این کتاب را نوشته و با فرهنگ ما، سنت ما و موقعیت محلی ما تناسبی ندارد، این کتاب به چه مناسبتی و چه نظریه ای اینجا اشاعه کرده اند و فرستاده اند به ارشاد. و آیا افرادی که کتاب را وارد کرده اند آیا اصولاً اجازه ای از نويسندة کتاب دارند. از صاحب اولیه شناختی دارند یا شناختی وجود ندارد. توسعه دادند در سطح کلان.

اگر یوگا ورزش همگانی است و همه می توانند آنرا انجام دهند پس کلاس آموزش آن چیست، کتاب تخصصی اش چیست. اگر تخصصی است دیگر همگانی نیست. همگانی یعنی اینکه همه می توانند در یوگا وارد شوند. این بدان معنی نیست که یوگا برای همه است. بسیاری از افراد هستند که نمی توانند وارد سیستم علمی یوگا شوند. قدرت درک و فهم شان را ندارند. در مراحل بالا نمی توانند قدم بردارند. یوگا این نیست که ما فقط دست را راست و بالا و پايین کنیم. آن مال ژیمناستيک است. اگر واقعاً به یوگا نگاه بکنیم خیلی تفاوت دارد با ژیمناستیک. از یک طرف بدنسازی درست می کنند و از طرف دیگر یوگا. یوگا اصلاً به بدن توجهی ندارد. در کنار بدنسازی یوگا هم هست که بیشتر مدیتیشن و تمرکز کنند و بعد هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم کنند، روح را از بدن بیرون کنند و هاله بینی کنند و درد را بگویند.

یکی از رشته هایی که در یوگا هست و قدمت زیادی نیز دارد یوگاتراپی است. یوگا بعنوان یوگا در قضاوت و درمان خودش از طب سنتی استفاده می کند، آیورو ودا، و در ایران از طب بوعلی. یک موظف به شناخت این باید باشد. یک یوگی باید موظف به یاما و نیاما باشد. تا یاما و نیاما را انجام ندهد، تا پرهیز نکند، پرهیز از شهوترانی، از دزدی، از دروغ گفتن، نداشته باشد، اگر تمایلات خودش را کنترل نکند، اگر به قناعت عادت نکرده باشد، اگر به نیک اندیشی دیگران نیاندیشد و خودش عمل نکند چطور می تواند وارد مراحل بالای یوگا شود. آیا این افرا د که کلاس دارند، صلاحیت دارند یعنی این راههای یوگا را پیموده اند و رفته اند. ...

در هر صورت چون در متن یوگا این هست که سلامتی ایجاد می کند و یوگا تراپی هم برای این مسأله سابقة چند هزار ساله دارد، عده ای وارد شده اند که چون ما دکتر هستيم یوگاتراپيم. یوگاتراپی چه کاری دارد با پزشکی. مگر دانشگاه شما را برای این کار تأیید کرده است. اینها باعث شده اند که در کلاسها یوگا تراپی کنند. چکار می کنند؟ بیماریها را شديدتر می کنند. مسائلی در این کلاسها اتفاق می افتد که اگر بخواهم باز گویی کنم شرم آور است.

این خواست ملت است ، خواست مردم است و دولت باید بر این کارها نظارت داشته باشد. نظام پزشکی چکار می کند. چرا بر این کارها نظارت نمی کند. چرا جوانهایی را که از کلاسهای آکنکار به بیمارستان میمنت رهسپار می شوند، بررسی نمی کنند. فقط از آن می گذرند؟ اگر نمی دانيد بيایید تا نمونه هایی به شما نشان دهم. در کجا گفته اند که شما تی ام را انجام دهيد؟ تی ام چه نتيجه ای برای شما دارد؟ تی ام را در اروپا بستند. شما در اینجا آنها را حمایت می کنيد تا ذخایر پول افراد را از جیبشان خالی کنند و ببرند. این کارها نادرست است.

 در هر صورت گروهی در دولت و ملت یا جای دیگر هستند که از اینها حمایت می کنند. اینست که شما می بینید هر روز در محله تان می بینید که یک تابلو می بینید که یوگا آموزش می دهند، از چه کسی مدرک گرفته ای؟ از تربیت بدنی. تربیت چه ربطی به یوگا دارد. یوگا جایگاه خود را دارد. اینرا من نباید فکری در موردش کنم. اين را باید جناب آقای رئیس جمهور که گفتگوی تمدن ها را عنوان می کنند، که در دنیای در بوق و کرنا کرده اند و بسیار فکر خوبی است و باید احیاء شود، ایشان باید توجه کنند.

یوگا فرهنگ ملی ماست. چرا علائم یوگا در تخت جمشید است. این جزو فرهنگ ما نیست؟ چرا از علائم نیلوفر در فرهنگ باستانی ما اینقدر صحبت شده. آیا صحبتها و داستانهایی را که فردوسی می گوید و معروف است غیر از داستانهایی است که شما در هند می بینید. چرا مشابهت هایشان را نمی بینید.

مساله و موضوع این علم انسان است. چه فرقی می کند که انسان هندی باشد یا اروپایی، آمریکایی یا ایرانی. حرکت نفس در انسان که تابع رنگ پوست نیست، تابع حکومت نیست. قلب کتاب و این حالتها نیست. قلب نظم خود را دارد. اگر بی نظمی شد بی نظمی را شما به آنها می دهيد. اجتماع به آن می دهد.

اگر کسی بخواهد وارد مراحل یوگا شود و یوگا را بخواهد شروع کند، باید اول پزشکی او را از لحاظ ساختار بدنی تأیید کند. من در مصاحبه که بارها در شبکة چهار نیز پخش شده بارها گفتم که یوگا نمی تواند از پزشکی جدا باشد و پزشکی نمی تواند از یوگا جدا باشد. مگر می توانیم به بدن نگاه کنیم بدون توجه به روان و روح انسان یا برعکس. اینها لازم و ملزوم همدیگر هستند.

بنابراین سیستمی که بر یوگا باید نظارت کند و ارشاد کند مؤسساتی و ادارات دولتی هستند که در کارهای فیزیکی، روحی بدن دخالت دارند. فیزیک بدن نه برای نرمشها. یوگا احتیاجی ندارد که انسان چگونه حرکت می کند. یا در آب شیرجه می رود. یا یکنفر در میدان زیر توپ می زند که توپ ده متر بالاتر گل یا پایین تر می رود. این مسائل مطرح نیست. انسانیت در یوگا مطرح است.

 شما ناظر هستید که آشفتگی چقدر زیاد است. آشفتگی در بین مردم از نظر اخلاقیات و رفتارها. این نه تنها برای خودشان مشکل درست کرده بلکه برای دولت هم مشکل درست کرده است. نمی دانند چگونه کار کنند. چگونه با هم هماهنگی داشته باشند. چه چیزی در بدنها به هم خورده است. چرا اینقدر میزان طلاق بالاست. این جهل مردم است. چرا اقتصاد بازار اینقدر در نوسان است. برای اینکه مردم حقایق زندگی خودشان را که از درون خودشان است فراموش کرده اند. در هوا و در یک سیستم هوایی زندگی می کنند. یوگا اینها را منع می کند. یوگا انسان را به خودش برمی گرداند. به رابطة خودش با خدا. به انسان توصیه می کند تو در هر جایی که حرکت می کنی و هر عملی که انجام می دهی کسی ناظر بر توست و آن خداست و تو همیشه بدان که او ناظر بر تو است. بنابر این تخطی نمی توانی بکنی. به قانون کارما توجه دارد. انسان را به اعمال خودش حواله می کند.

آیا این کلاسهایی که به عنوان ورزشهای همگانی شما توصیه کرده اید، کلاسهایی که به نام مدیتیشن، کلاسهایی که به نام پرواز روح از بدن، هیپنوتیزم، خود هیپنوتیزم این شئونات و حالتهای یوگا را در بر دارند.

من از اینجا با این نامه اعلام می کنم ممکن است این نوار را هم بشنوند. اميدوارم که روزی رؤسای بالا هم این نوار را بشنوند. فکر نکنید که یوگا یک چیزی است که الان در جریان مردم است و می تواند کم توجه باشد. یوگا یک اندیشة عرفانی است و خواه ناخواه در خانه های شما هم رسوخ می کند. و شما نیاز دارید به اینکه این حالاتها را بگیرید. امروز تحت تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته اید. بزرگترین چیزی که شما را تهديد می کند، اینترنت است ماهواره است. چگونه دارند فرهنگ شما را برهم می زنند. آنکه بتواند جلوی اینها بایستد قیام بر اعتقادات راستین به ملیت و فرهنگ خودمان است و این را فقط یوگا به شما می دهد اما نه یوگایی که در کلاسها است، نه یوگایی که ورزشهای همگانی است، نه اینکه به عنوان یوگا این گوشه و آن گوشه افراد را جمع کنید به نامهای مختلف.

به تبلیغات و اگهی ها نگاه کنید از یک طرف من می بینم که این آگهی که به نظام روحی و جسمی مردم لطمه وارد می کند و تحت شرایط علمی خودش نیست از نظرمان کاملاً منسوخ است و ما جلوگیری می کنيم. از یک طرف می بینم که یک آگهی دراز و طويل که نوشته شده یوگا و زیر آن نوشته یوگا تراپی می کنیم، قلب را ساکن می کنیم، چه می کنيم، چه می کنيم. بالاتر اینکه  آنها را جمع می کنند و تورهای یوگا درست می کنند. کاچاره، این شهر و آن شهر. الان که نمی توانند یک خورده آزادی در تفریح داشته باشند این مسائل هست. این افرادی که در گوشه و کنار و بصورت سری دارند تمرین می کنند چه کسی بر آنها نظارت می کند. چرا یوگا را وسیله قرار دادند برای اینگونه تمرینات. اینها ضرر و زیانش به کل ملت می خورد.

از من گذشته است من کاری ندارم. سود و زیانی برای من ندارد. من به شما هشدار می دهم. من به عنوان یک معلم هشدار می دهم. که آیندة تلخی در پیش دارید برای این برنامه ها . هرچه زودتر باید فکر کنید و برای یوگا راه چاره ای پیدا کنید. افراد مسئول باید که شناخت در یوگا داشته باشند یوگا را احاطه کنند.

افرادی که کتابها را بررسی می کنند باید واقعاً با یوگا آشنا باشند. کتاب سوتراهای پاتانجلی را کدام یک از افراد می توانند تفسیر کنند. فقط به صرف اینکه کلمات فارسی کنار هم نوشتن در دو حالت انجام شده یا نمی فهمند و چون نمی فهمند به روی خودشان نمی آورند، موافقت می کنند. یا می فهمند که اصلاً قدرت فهم ندارند آنها اگر بفهمند که در آنجا نمی توانند بنشينند. کسی که سوتراهای پاتانجلی را بتواند بفهمد و درک کند مطمئن باشيد که کنار دولت نمی آید و خودش آنقدر استقلال و حرکت دارد که برای چند ریال حقوق دولتی نمی­تواند خودش را اسیر کند. اگر هم بکند در گروه بیرون حرکت می کنند و آنهم به افتخار اینکه من یک کار علمی، یک کار فرهنگی انجام می دهم که ملت از او بخواهد. اینچنین است ماجرای یوگا و باید به خودتان بیایید.

من توصیه می کنم به تمام افرادی که با کتابهای یوگا مواجهه می شوند. دو مجله در مورد یوگا منتشر می شود. ببینید مطالب شان در مورد چیست. واقعاً یوگا عرفان ماست. فرض کنید مجله ای درست کنیم و اسلام و قران را برای منافع خودمان و آن وقت سودهای دیگری از آن بگیریم. در کنار قرآن که نمی شود چیزی گذاشت. چیزی باید قرار بگیرد که با خود نفس  قرآن برابر باشد. در کنار یوگا چیزی باید گذاشته شود که مثل خود یوگا باشد. خود هیپنوتیزم، هاله بینی، روشن بینی، انرژی درمانی اینها چه هستند که در کنار یوگا گذاشته می شوند.

من یک سئوال می کنم آیا دولت این کسانی را که انرژی درمانی می کنند واقعاً آنها را آزمايش کرده که ببیند که آیا اینها انرژی دارند. یا افراد تحریکات درون خودشان را بسته به اصول یوگا تغییرات ایجاد می کنند و به حساب خودشان می گذارند.

به ساتیاناندا گفتم انرژی درمانی می کنی. گفت بله. گفت این کار حمالهای هند است. من منکر این علم نیستم. این علم خیلی بالاست. کتابهای گذشته را بخوانيد. کتابهای جامی را بخوانید. تذکره الاولیا را بخوانید. حرکات مولانا را بخوانید. ببینید آنها انرژی درمانی می کردند. آنها واقعاً گرو بودند. آنها پیر بودند. آنها صاحب نفس بودند نه فردی که در بازار بخاطر اجارة خانه اش دست رو بیمار دراز می کند که تو شفا پیدا کردی و ....

اینها باید باشد ولی باید رسیدگی شود. یک توصیه باشد که افراد می توانند خود راه را پیدا کنند. لااقل عرفان ما را وسیلة پول درآوردن قرار ندهند. این ضربه است به کشور. این ضربه است به فرهنگ.

در حال حاضر، این روند ادامه پیدا می کند و شما هم می بینید. من تا این حد می دانم. درست است که من این کتابها را نوشتم. من در حد خودم می دانم. خدا می داند که من چه مشکلاتی را پشت سر گذاشته ام تا توانستم این فرهنگ را تا اینجا زنده نگه دارم. از من گذشته است. ولی به شما می گویم این راه را ادامه دهید. فرهنگ ملی را احیا کنید. نه یک کشیشی در آمريکا ادعا کرد که شمس تبریزی در من حلول کرده و من باید بروم به ایران و دختران و پسران جوان را شر حکومت فعلی و از شر دیوانه های فعلی نجات بدهم و بطور سری جلسات آکنکار درست کنم. آیا رهبر انقلاب از این ماجرا اطلاع دارند که ملیت ما در این جلسات خصوصی تحت عنوان یوگا چه سرنوشتی پیدا کرده است.

کتابهای یوگا را بررسی کنید. اگر کسی در کشوری متناسب با فرهنگ خودشان در مورد یوگا چیزی نوشت آیا صلاحیت دارد که در مرکز قرار بگیرد و شروع به اشاعه بین جوانها و خانواده ها کند.

ما کدام وسیلة شناخت معرفت های روحی را برای این جامعه و  برای جوانها باز کرده ایم که فریب نخورند. چیزی به آنها نداده ایم آگاهی به آنها نداده ایم. پس حق دارند تا پشت یک کتاب را خواندند جذب آن شوند. وجود این تشت افکار در بین جوانها آنها را سردرگم کرده و نمی دانند که چه کار دارند می کنند و رو به مواد مخدر آورده اند و فکر می کنند مواد مخدر دردهای شان را مرتفع می سازد.

در جلسه ای دعوت شده بودم. می خواستند فقط من را ببینند. گفتم چرا. خیلی زحمت کشیده بودند. آقای دکتری بودند که با اعتیاد و مواد مخدر مبارزه می کنند. شاید در حدود هفتاد، هشتاد نفر آنجا نشسته بودند. می گفتند ما بیشترین استفاده ای که از یوگا کرده ایم تمرینات کتاب نوشداروی شما را انجام داده ایم و از مواد مخدر زده شده ایم.

در اجتماع ببینید یک عده از یوگا سر خورده اند. ببینید کدام یوگا را انجام داده اند.  یوگا دارو است. باید باندازه و درست مصرف شود. و باید مشخص شود چه فردی چه نوع یوگایی باید انجام دهد. در یوگا هشت میلیون چهارصد هزار تا حرکت وجود دارد. این نیست که یکنفر تمام حرکتها را بتواند انجام دهد. برای هر فردی ده نوع، بیست نوع تمرین ممکن است وجود داشته باشد. این پیر است که تشخیص می دهد. ما با ساختار ظریف روانی روبرو هستيم نه با جسم زمخت و خشن. ما با تفکرات و نحوة برخورد با تفکرات و ارزش تفکرات مواجه هستیم. ما باید آموزش بدهیم. بشر را راهنمایی کنیم که خودش بتواند نوعی تفکرات غربی و شرقی استفاده کند که هماهنگ باشد با ملیت خودش با زندگی خودش نه اینکه یک کتاب بخواند و به پدرش بگوید که من رفته ام دانشگاه و تو به درد من نمی خوری چون فلان کتاب از یک فیلسوف خوانده یا فلان روانشناس غربی خوانده است. اینها دردهای اجتماعی ماست. شما حق دارید از اینها بنالید و بگویید. در عین حال هم شما مسئولید عضوی از اجتماع هستید.

 سئوال شما بسیار بجا بود و من بخاطر شما سئوال شما را جواب دادم. نمی دانم برای خودم مشکل درست کردم یا نه یا شما را راهنمایی کرده ام. ولی بعنوان یک معلم، معلمی که سی سال فعالیت فرهنگی کرده و بعد از بازنشستگی بیست سال کار خودش را ادامه داده یک توصیه می کنم شما فرزندان من هستید. وقتی که وارد یوگا می شويد معلم، کتاب، کلاس و موقعیت را شناسایی کنید. بی جهت خودتان را دست این و آن ندهید. در زندگی در ایده های اجتماعی به محض اینکه در ماهواره یک ایدهای مطرح کردند خود را به ماهواره نسپارید. تفکر کنید. طریقة فکر کردن را یاد بگیرید. کتاب اسرار تمرکز را بخوانید که چگونه فکر کنید. کتاب سخن دل را بخوانید که چگونه سرنوشت تغییر می کند. اینها صحبتها و حرفهای خاص من نیست که بخواهم به آن افتخار کنم. اینها تجارب پیرهای ما هستند که ما هنوز به مقابر آنها احترام می گذاریم و از آنها شفا می خواهیم. عرفان ما این است. این مقبر موج دارند موج مثبت دارند. شما از آنها استفاده می کنید. موج فعلی در هوای زندگی امروزه منفی است. چون اعمالشان منفی است. ناسازگار با هم است. هر فردی را که نگاه کنید سیستم بدنی اش ناهماهنگی دارد. یوگا اگر این ناهماهنگی را در هر فرد از بین ببرد، امواج منفی را از بین برده است و امواج مثبت ایجاد می شود و مردم در یک رفاه نسبی می رسند.

من تجربه کرده ام در گذشته پیر مردها در قبل از سال 1312 هر آنچه می گفتند عمل می کردند. معتقد به گفته ها و عقاید دینی خودشان بودند وبسیاری از مسائل دینی که اکنون مطرح شده، در آن دوره چرت و پرت محسوب می شده و قبول نداشتند. و هیچکدام از کتابها و زندگی امروزی درست نیست. اینها قابل بررسی است. مردم درست است که سواد نداشتند ولی دارای درک بودند. سواد که درک ایجاد نمی کند. سواد یک تکه کاغذ است. اگر شما یک صفحه، نوار کاست را پر کردید و به آن گوش کردید این سواد در شما ایجاد نمی کند. شما را خواننده و موسیقی دان نمی کند. فقط گوش شما شنیده است. شما حافظه را پر می کنید اما درک چیز دیگری است. درک ذاتی و از تجلیات الهی است و هرکسی از آن سهمی دارد. ما نمی توانیم سواد دار را صاحب درک بدانیم. چه بسیار سواد دارانی که مدرک دانشگاهی دارند ولی کوچکترین درک اجتماعی ندارند.

شما مگر مشاهده نکرديد. در دانشگاه مگر خوابگاهش باید زیر آتش برود. در دانشگاه مگر باید باهم زد و خورد کنند. جایی که صحبت از عقل است.  صحبت از بحث و استدال است. جایی که باید دست بدست هم بدهند و مشکلات را حل کنند باید چاقو بکشند؟ یوگا با آن مخالف است. یوگا این افراد را تربیت می کند که اینگونه زندگی نکنند. خشونت نداشته باشید. در هر مطالعه ای نور الهی را ببینید. مطالعات تان در جهت حرکت الهی باشد. شما از دزدی پرهیز می کنید. از تمایلات جنسی نامطلوب بپرهیزید. در زندگی خانواده استحکام را درست کنید. آیا اینها در کلاسهای یوگا مطرح است؟ آیا افراد را به این سو هدایت می کنند؟ امیدوارم موفق باشید. با یوگا زندگی کنید یوگا هنر زندگی کردن است. یوگا ورزش نیست. از کسی که گفت یوگا ورزش است پرهیز کنید. یوگا مدیتیشن نیست. مدیتیشن باید در بدن اتفاق بیافتد. تا زمانیکه مراحل کلی یوگا را انجام ندهید این اتفاق نمی افتد. فریب هرگونه کلاسهای مدیتیشن را چه جهانی باشد چه تائیدیه خارجی داشته باشد را نخورید. شما بدن را آماده کنيد که این حالت در آن اتفاق بیافتد. با یوگا در زندگی با مردم رفتار کنید. خشونت نداشته باشید. نخواهید که بگویید دروغگو دشمن خداست بدن را طوری تربیت کنید که اصولاً دروغ نگوید. با نفس زندگی نکنید. نگویید دزدی بد است. ولی در هر جایی که هستید سعی کنید یک چیزی را بدزدید. دزدی حتی در زندگی شخصی هم وجود دارد. آدم از وقتش می دزدد. وقتی که باید صرف امور خیر و اصلاح خودش باشد انجام می دهد. از زندگی با پدر، مادر، خواهر، برادر و... می دزدد. از صحبت کردن آنها، از احترامی که باید به آنها بگذارد، می دزدد. از گوش دادن به تجربة آنها می دزدد. دزدی فقط این نیست که از دیواری بالا برویم یا لامپ چراغ ماشینی را باز کنیم. نه مسئله خیلی وسیعتر است. کلاسهای یوگا باید بصورت وسیع باید روابط مردمی را در نظر بگیرد تا فرد را اصلاح کند. فردی که اصلاح شد تدریجاً به جلو می رود و زندگی اش عاقلانه می شود. زندگی اش الهی می شود. زندگی اش پر برکت می شود. پر نور می شود. شما نور را از کجا بدست می آورید. نور را باید از تاریکی بگیرید تاریکی پر از نور است. شما زمانی می توانید شیئی را ببینید که نور وجود داشته باشد. اگر نور وجود نداشته باشد تمام دنیا را در تاریکی می بینید. دیدن درخت و ساختمان برایتان تفاوتی نمی کند. شما چیزی را نمی بینید. ولی در همین تاریکی نور وجود دارد. نور را بگیرید. در جهل دانش وجود دارد. افرادی که متهم می کنید به نادانی، بزرگ هستند دانشمند هستند. دانش آنها رشد نکرده است. ما فرهنگ داشتیم. در فرهنگ بجای اینکه ما استعدادها را روشن کنیم سعی کردیم به آنها یاد بدهیم که از حکومت اطاعت کنند. چه فرقی می کند کمونیست، لیبرالیسم، نازیئسم باشد. نحوة تربیت اینگونه بوده که آنچه را که دولت دیکته کرده اجرا کنند. نه این تربیت کردن نیست این بردگی ایجاد کردن است. افراد اگر در یوگا پرورش پیدا کردند هیچوقت جنگی باهم ندارند. خطایی ندارند. دزدی ندارند. ناراحتی ندارند. در یوگا مطرح است که لحظه ای از زندگی را نباید بیهوده بگذرانی. دائم باید در کار باشی. سستی و تنبلی بطور کلی در یوگا ممنوع شده. کارما یوگا نمونة اینست. در آشرمهای هند ملاحظه کنید. از صبح ساعت 5 بیدار می شود تا ساعت 7 شب  لحظه ای برای حرف زدن با دوستش ندارد. دارد کار می کند و برای کارش احترام قائل است. ولی ما اینچنین نیستم. در ادارات خودمان هشت ساعت کار می کنیم قابل قیاس با یک ساعت کار نیست. وقتهایمان را بیهوده می گذرانیم. یوگا اینها را از شما می گیرد. شما را آماده می کند برای زندگی کردن. به شما یاد می دهد که کار کنید ولی به نتیجة کار توجهی نداشته باشید تا رشد کنید. علت اینکه شما به کار توجه نمی کنید یا کار را خراب می کنید اینست که به نتیجه نگاه می کنید نه به کار. کار برای بزرگی خود انسان است. برای نفس انسان است. هر انکس که دندان دهد نان دهد. ما در قبال کاری که انجام داده ایم آنکه هستی را اداره می کند، مسئول ادارة ما هم است و برای ما هم می رساند. بیایيد کمی اعتقادات الهی داشته باشیم. خدایی فکر کنیم. صرفاً چشم به دست به این و آن نباشد.0000  حساب کنید که شما مسئول سازندگی هستید و کسی که مقسم است و شما را اداره می کند، خداست. اینجاست که راه توحیدی را پیدا می کنید. و آنوقت می فهمید که چرا یوگا یک سیستم علمی/ نظری است که انسان را بسوی خدا هدایت می کند.   

          

     

 

  

 

 

  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:25  توسط پرتوجو  |